بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٤ - كلمه«دلالت»
ترجمه:
مسئله پنجم: دلالت نهى بر فساد تحرير و بيان محلّ نزاع
اينمسئله از مسائل اصلى و ريشهدار علم اصول بوده كه از قديم الايّام مورد بحث حضرات قرار گرفته و بمنظور تحرير محلّ نزاع در آن و توضيح اين نكته بر ما لازم است كه الفاظ وارد در عنوان اين بحث را شرح و توضيح دهيم، اين الفاظ عبارتند از: كلمه « دلالت » ، « نهى » ، « فساد » .
و نيز لازم است مقصود از « شيئ منهىعنه» را بيان نمائيم زيرا اين معنا مدلول عليه كلمه « نهى » است چه آنكه نهى الزاما متعلّقى لازم دارد، بنابراين در اينمقام از چهار امر بحث و گفتگو خواهيم نمود:
١- كلمه «دلالت»
از ظاهر اين لفظ استفاده مىشود كه مقصود از آن دلالت لفظيّه است و شايد بخاطر اين ظهور بدوى برخى اينمسئله را در مسائل و مباحث الفاظ مندرج نمودهاند ولى معروف آنستكه مقصود و منظور حضرات از آن دلالت لفظيّه نبوده بلكه معنائى است كه از لفظ « اقتضاء » مستفاد مىباشد و اين بحسب آنچه از بحث علماء در اينمسئله و مجموع اقوالى كه در آن هست بوده على الخصوص رأى متأخّرين از اهل اصول.
بنابراين مراد از « دلالت » خصوص دلالت عقليّه مىباشد و با توجّه بآن مقصود از نزاع حضرات بحث و گفتگو در اين مسئله است كه آيا طبيعت نهى از شيئى عقلا فساد منهىعنه بوده يا چنين نيست.
و از طرح اينمسئله دانسته مىشود كه در نهى شرط نيست كه نهى از دليل لفظى استفاده شود بلكه اگر نهى را از دليل لبّى و غير لفظى نيز استفاده كنيم بحث تغيير نمىكند و در واقع نزاع در اينمسئله چنين است كه آيا بين نهى از شيئ و فسادش ملازمه عقليّه است يا چنين ملازمهاى نمىباشد يا طرح نزاع اينطور است كه